- گروه: اجتماعی
- کد خبر: 2301
- بازدید: 39
- 1405/01/05 - 11:26:55
پاسداری از اندیشههای نو در هنر رزم
حمید حسام، نویسنده، در یادداشتی به فعالیتهای هنری و جهادی سردار علیمحمد نائینی، مسئول روابطعمومی و سخنگوی سپاه اشاره کرد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «افق سرعین»، به نقل از به گزارش خبرگزاری مهر، در پی شهادت سردار علیمحمد نائینی، مسئول روابطعمومی و سخنگوی سپاه پاسداران، حمیدحسام، نویسنده ادبیات پایداری، در یادداشتی با اشاره از خاطرات شخصی با او به سالها مجاهدت و خلاقیت او در عرصه رزم پرداخته است. متن یادداشت بدین شرح است:۴۵ سال رفاقت و صمیمیت، زمان کمی نیست. در تمام این سالها او فرمانده بود و من فرمانبر؛ فرماندهای که هنر رزم را میشناخت، ارتفاع تبلیغ را تا افقهای دور میدید و معماری کلمات را بلد بود. بیدلیل نبود که از خیل همه صداها حنجره بلیغ نائینی پژواک حماسههای ملت مظلوم و مقتدر شد.
هنوز آخرین تماس او در حوالی جنگ ۱۲ روزه و طنین صدای آرام و مقتدرش در ذهنم مانده است که از شهادت سپهبد شهید شادمانی خبر داد و خواست برای او که فرماندهام بود کتابی بنویسم.
یک کلام گفتم : «چشم اما به شرط این که از آقای شادمانی بخواهی شفاعتم کند.» خندید و گفت: فرمانده شما بوده چرا منو واسطه میکنی؟
در کمال صدق و اخلاص گفتم: «چون شما به آن شهید بزرگ نزدیکتری»
و برای اظهار ارادتم و با خطاب نائینی من این بیت را برایش خواندم:
ای یکه سوار شرف، ای مرد تر از مرد
نایینی من، روح تو در خاک چه می کرد؟
میدانست چقدر دوستش دارم و سخنم رنگ و بوی مداهنه ندارد. لبخند ملیح و مدامش را در پس لحن آرام و نجیبش از همان پشت خط تلفن می دیدم وقتی که گفت: «بچه زرنگ همدانی! فکر کردی حواسم نیست جای «بالایی» را با نائینی عوض کردی؟من نوکر بچههای تبلیغات جبهه و جنگم فقط همین». و این آخرین گفتگوی ما بود.
نائینی بی شک یکی از ستون های قرارگاه «الذین یبلغون رسالات الله/ است که از فرماندهی تبلیغات جبهه و جنگ در غرب کشور همزمان در آغازین روزهای تهاجم بعث عراق تا مسئولیت های متعدد در قرارگاه نجف و مدیریت تحول آفرینش در مرکز مطالعات جنگ و مسئولیت روابط عمومی کل سپاه از او دردانهای کم نظیر ساخت و شگفتا که نائینی سخنگوی سپاه در نبرد نامتقارن با استکبار جهانی در ۱۴۰۴ همان پاسدار ساده و خوشرو و صمیمی سال ۵۹ در پای ارتفاع بازی دراز بود با همان قلب گرم و حنجره بلیغ و تواضع مثال زدنی و هوش اعجابآور و خلاق که جز به ادای تکلیف الهی به چیزی نمیاندیشید.
اکسیر کلامش معجزه میکرد و دستش پر بود از اندیشهها نو در هنر رزم; از خط مقدم رسانه تا جبهه کتاب و از معرکه جنگ روایتها تا عرصه ترویج و پاسداشت مجاهدان گمنام راه خدا و واحسرتا که خود در سلوک گمنامی سرآمد بود و خدا او را ذخیره کرد تا انوار بزرگیاش را در نبرد با شقیترین انسان نماها بتاباند و در آخرین شب ماه رمضان به ضیافت «فادخلی جنتی» برساند.
گوارا باد بر او «ارتزاق عند الرب» و همجواری با قائد شهیدمان
فیالیتنی کنت معهم فافوز معهم فوزا عظیما
انتهای خبر/ ح
دیدگاهها